الشيخ محمد تقي بهجت

485

جامع المسائل ( فارسي )

فصل دوازدهم نماز قضا نماز قضا اسباب سقوط قضاى نماز از جمله اسبابِ سقوط قضاى نماز ، « صغر و عدم بلوغ » است در صورتى كه به مقدار يك ركعت با طهارت اگر چه اضطراريّه باشد ادراك ننمايد در وقت . و از آن جمله « جنون » است هر قسم باشد ، مگر آن كه در وقتِ مقدارِ اداى نماز ، سالم باشد ، كه ادا ، واجب و بر تقدير ترك ، قضا لازم است . و آيا فرق است بين غير اختيارى و آن چه به سبب اختيارى مثل شرب دوايى باشد ؟ محلّ تأمّل است ، و احوط قضا است ، خصوصاً اگر فعلِ اختيارى ، بعد از دخول وقت باشد . « و اغماى مستوعبِ وقت » و در حاصل به فعل اختيارى ، احتياطِ مقدّم در جنون ، جارى است . و « حيض و نفاس » كه به مقدار اداى نماز با طهارت اگر چه اضطراريّه باشد پاك نباشد ، و در اختيارىِ از آنها ، احتياطِ متقدّم جارى است . و در آخرِ وقت با خالى بودن از مجموعِ اعذار از متقدّمه [ در صورت ] ادراك يك ركعت با طهارت اگر چه اضطراريّه باشد ، واجب است ادا و در تقدير ترك ، قضا . و در اوّل وقت هم تصوير مىشود اگر عالِمِ به طروّ عذر اگر صرف وقت در طهارت مائيّه بنمايد ، باشد . و « كفر اصلى » به جميع اقسام آن . و مسلمانِ معذور به واسطهء قصور و نحو آن ، و مرتدّ همهء اقسام آن اگر چه فطرى باشد بنا بر اظهر ، و محكوم به كفر از مخالفين ، بر آنها قضا لازم است . چنانچه مخالف ، بر طبق مذهبش يا مذهب حقّ به جا آورد و قربت متمشّى شد ، اظهر سقوط قضا است ؛ و اگر به جا آورد و در وقت ، مستبصر شد ، احوط وجوب اعادهء آن چه بر خلاف مذهب حقّ به جا آورده است از نماز ؛ و بر تقدير ترك ، وجوب قضا است . و همچنين قضا لازم نيست بر مخالف اگر مكرّر شد استبصار أو بعد از خلاف بنا بر اظهر . موارد وجوب قضا و ثابت است وجوب قضاى نماز در يوميّه غير [ از ] « جمعه » و « عيدين » در غير موارد متقدّمه ، مثل فوت شدهء از نماز از روى عمد ، يا سهو و غفلت ، يا جهل هر قسم باشد ، يا نومِ مستوعبِ وقت اگر چه به سبب اختيارى باشد ، يا آن چه باطل به جا آورده شود [ و ] محكوم به اعادهء در وقت و قضاى در خارج باشد ، به واسطه فقد جزئى يا شرطى به نحو غير مغتفر يا در اركان . و فاقد الطَّهورين ، مكلَّف به اداى نماز نيست اگر چه به اختيار ، مفقود نمايد . و احوط ، قضاى نماز است در صورت تمكَّن ، خصوصاً با اختيارِ فقد ، و خصوصاً فقدِ اختيارى بعد از دخول وقت ؛ و اما فقد اختيارى بعد از تمكَّن در وقتِ واسع و ترك در آن مقدار ، پس وجوب قضاى در آن ، ظاهر است . و در وجوب قضا با اخلال به جزء يا شرط كه به مقتضاى احتياط و قاعدهء اشتغال ، لازم المراعاة است و اعاده ثابت است ، در آنها تأمّل است ، [ و ] احوط در مطلق صور آن ، قضا است . و با سُكر و مستى اگر چه به سبب اختيارى باشد و داخل جنون و اغما شد ، قضا واجب است اگر در تمام وقت باشد يا بعضِ غيرِ وافى به انجام وظيفه ؛ و گر نه وجوب قضا ، مربوط به سُكر نيست ؛ و در سُكر غير اختيارى يا به سبب معذورٌ فيه ، اظهر وجوب قضا است . واجبات موقّته اگر چه منذوره باشد از نمازها ، قضاى آنها واجب و مستحبّات موقّته ، قضاى آنها مستحبّ است ؛ و اگر به سبب مرض فوت شده ، مستحبّات تأكد ندارد قضاى آنها . و اگر قضا نكرد ، مستحبّ است صدقه از هر نماز مستحبّ از نمازهاى شبانه روزى به يك « مُدّ » از طعام ، و اگر قادر نبود از هر چهار ركعت ، و گر نه از نماز شب يك « مُدّ » و از نماز روز يك « مُدّ » كه « يك چارك تبريز » باشد ، و قضاى نماز ، افضل از صدقهء مذكوره است . ترتيب در فوائت و ترتيب به حسب فوات ، در قضاى غير يوميّه نيست ، و همچنين در يوميّه با غير يوميّه . و امّا در فوائت يوميّه ، پس مقدّم در فوات ، مقدّمِ است در قضا با علم تفصيلى به مقدّم اگر چه در ادا ، ترتّب شرعى نداشته باشد بنا بر اظهر و احوط . و احوط لزوم محافظت بر ترتيب ، به ضبط حسابِ مقدّم و مؤخّر است . و اگر [ فوائت ] ، مضبوط و معلوم و مظنون نشده ، اگر چه از تفويت و تقصير در مقدّماتِ آن باشد ، اقوى ، سقوط اعتبار ترتيب در قضا است در فوائت يوميّه ، اگر چه احوط است با عدم استلزام عسر يا تفويت در انجام متيقّن الفوات براى تحصيل يقين به ترتيب در بعض ديگر . فوت نماز در اماكن تخيير اگر فوت شد نماز در اماكن تخيير ، احوط قصر است در قضا اگر چه در همان مكان به جا آورد . سرايت احتياط در ادا به قضا اگر احتياطاً بايد جمع كند در ادا ، در قضا هم همان احتياط ، جارى است . اگر در بعض وقت ، مسافر و در بعض ديگر حاضر باشد اگر در بعض وقت ، مسافر و در بعض وقت ، حاضر است ، عبرت در قضا ، به فوت فريضه در آخر وقت است بنا بر احوط . علم اجمالى به وجود قصر و اتمام در فوائت اگر در ضمن فوائت ، قصر و اتمام بود و معيّن نبود ، در قضا هر چه چهار ركعتى باشد ، با أو دو ركعتى هم به جا آورد براى احتياط . تحصيل ترتيب در فوائت متعدّده اگر ظهر و مغرب مثلا فوت شد و سابقِ در فوات معلوم نبود و خواست تحصيل ترتيبِ احتياطى نمايد ، نماز مغربى ، بين دو ظهر ، يا ظهرى ، بين دو مغرب به جا آورد ، و همچنين در نظائرش . و اگر فوائت ، متّحدِ در ركعات باشند ، كافى است در تحصيل ترتيب ، نيّتِ اوّل فائت و دوّمْ فائت و هكذا ؛ حتى اگر ظهر و عصرى از دو روز ، فوت شد ، كافى است قصد اوّلْ فائت مثلا ، و [ به وسيلهء ] آن اشاره به عنوان ظهريّت يا عصريّت مىشود . اگر نمازهاى پنجگانه فوت شد در پنج روز مثلا به نحو توزيع و معلوم نشد سابق ، تحصيلِ ترتيب مىشود به قضاى پنج شبانه روز نماز ، و اگر فريضهء ششم فوت شد ، يك شبانه روز براى آن هم زياد مىكند . و در جميع صورِ تعدّد فوائت : اگر براى هر نمازى يك شبانه روز قضا به جا آورد ، يقين به ترتيب حاصل مىشود ، بلكه في الجمله به كمتر از اين نحو ، يقين به ترتيب حاصل مىشود ، اگر چه واجب نيست . علم اجمالى به فوت ظهر يا عصر اگر يك نماز فوت شد و ندانست كه ظهر بوده يا عصر ، كافى است اتيان چهار ركعت به قصد ما في الذّمه اگر بداند كه آن ديگر ، فوت نشده ، و گر نه احوط تعدّد است در قضا . و همچنين اگر فوت شد [ يكى از ] ظهر يا عصر به طور يقين و احتمال داد فوت هر دو را ، يا آن كه يقين به فوت يك ظهر داشت و احتمال داد فوت ظهرين از دو روز را و معلوم نشد روزِ فوتِ يقينى ، احوط بلكه اظهر ، اتيان دو نماز است : يك ظهر و يك عصر با قصد فائتِ اوّل به نحو احتمال و فائتِ دوّم به نحو احتمال ، براى قطع به فراغ از عهدهء يك قضاى يك فريضه معلوم بالاجمال ، و با آن [ به ] احتياطِ غير لازم كه قضاى دو فريضه است ، عمل مىشود . علم اجمالى به فوت يكى از نمازهاى پنجگانه اگر عالم بود به فوت يكى از نمازهاى پنجگانه ، كافى است يك صبح و يك مغرب و يك چهار ركعتى به قصد ما في الذّمه با تخيير در جهر و اخفات ؛ و اگر در اثناى نماز ، عالِم به تعيينِ ما في الذمه شد ، تعيينِ باقى آن نماز در معلوم به نحو جزم ، لازم است ، و جائز است تكرار چهار ركعتى سه مرتبه به قصد ظهر و عصر و عشا به همان ترتيب كه صبح و مغرب به جا آورده مىشود ؛ و مخيّر است در تقديم و تأخير اطراف احتياط در فرض مذكور . و در سفر اگر فوت شد ، كافى است مغرب و دو ركعت به قصد ما في الذّمه از چهار نماز با تخيير مذكور ، و ترتيب در اين دو صورت ، لازم نيست . و اگر ندانست سفر و حضر را ، ضميمه مىنمايد به مغرب ، يك دو ركعتىِ مردّد بين چهار نماز و يك چهار ركعتىِ مردّد بين سه نماز را . علم اجمالى به فوت دو نماز از نمازهاى پنجگانه و اگر فوت شد در حضر ، در دو روز ، ظهر و عشا يا عصر و عشا ، و سابق ، معلوم نشد ، كافى است دو چهار ركعت ، به نيّتِ اوّلْ فائت و دومْ فائت ، با تخيير در جهر و اخفات در هر دو ، به جا آورد . علم اجمالى به فوت يكى از نمازهاى يوميه يك روز اگر بداند يكى از نمازهاى پنجگانهء يك روز فوت شده : پس اگر بداند كه غير از يكى فوت نشده ، كافى است يك صبح و يك مغرب و يك چهار ركعت مردّد بين سه نماز ، و اگر مسافر باشد [ كافى است ] يك مغرب و يك دو ركعت مردّد بين چهار نماز . و اگر نداند كه حاضر بوده يا مسافر ، ضميمه مىنمايد به اين مقدارِ اخير ، يك چهار ركعتِ مردّدِ بين سه نماز . و اگر احتمال فوتِ ازيدِ از يك فريضه بدهد ، احوط تعدّد است با [ رعايت ] ترتّب شرعى در ظهرين و عشائين در صورت تمام و در صورت قصر . علم اجمالى به فوت دو نماز از يك روز اگر بداند دو نماز از پنج نماز يك روز ، فوت شده و نداند كدام هستند ، پس احوط در قضا ، رعايت ترتيب شرعى ، در ظهرين و عشائين است كه به نحوى به جا آورد كه بر تقدير ، فوتِ [ هر ] دو ، به نحو صحيحِ شرعى قضا شوند . و اما ترتيب خارجى ، رعايتش لازم نيست مگر با علم ، مثل مفروض : كه از يك شبانه روز باشد ، اگر چه مبدأ را نداند ؛ يا [ مثل ] غير مفروض ، لكن بداند اگر مغرب و صبح فوت شده ، مغرب ، مقدّم بوده مثلًا ، و اگر در وقتِ عشا باشد ، معاملهء شكِ در وقت مىكند و جهراً [ به نيّت ] ادا مىخواند ؛ و در ما بقي ، علم اجمالى به فوت يكى بيش نيست . تذكَّرى نسبت به فروع آتيه و نظير اين تفصيل ، در بعض صور آتيه ، جارى مىشود ، و به مقدار آن چه در وقت آن است ، از معلوم بالاجمال كم مىشود ، و در آن مخصوص ، رعايت كيفيّت و ادائيّت مىشود ، و در بقيّه ، احتياط مىشود به نحو معلوم از نظائر . لكن اگر خواست در فروع آتيه ، احتياط و رعايت آن نمايد : پس اگر ابتداى پنج [ نماز ] ، صبح بوده ، يك صبح و يك چهار ركعت مردّد بين ظهر و عصر ، و يك مغرب ، و يك چهار ركعت مردّد بين عصر و عشا ، به جا آورد به نيت قضاى ما فات اوّلًا و ثانياً . و اگر مسافر باشد ، دو ركعت مردّدِ بين صبح و ظهر و عصر ، به جا مىآورد ، و نماز مغرب و دو ركعت مردّدِ بين ظهر و عصر و عشا ، به جا مىآورد ، و اگر ابتداى آن ، ظهر باشد ، دو ركعت مردّدِ بين سه نماز و مغرب و دو ركعت مردّدِ بين عصر و عشا با صبح به جا مىآورد . و اگر نداند در كدام ، مسافر و در كدام ، حاضر بوده ، در فرض اوّل كه ابتدا ، صبح بوده ، دو ركعت مردّدِ بين صبح و ظهر و عصر ، و چهار ركعت مردّدِ بين ظهر و عصر و نماز مغرب ، و دو ركعت مردّدِ بين ظهر و عصر و عشا ، و چهار ركعت مردّد بين عصر و عشا ، به جا مىآورد ، و اگر ابتدا ، ظهر بوده دو ركعت مردد بين ظهر و عصر و عشا و نماز مغرب و صبح ، به جا مىآورد ، و چهار ركعت مردّدِ بين عصر و عشا ، و دو ركعت مردّد بين عصر و عشا ، به جا مىآورد . علم اجمالى به فوت سه نماز از يك روز اگر بداند سه نماز از پنج نماز يك شبانه روز ، فوت شده و نداند كدام است ، نماز يك شبانه روز را به جا مىآورد با رعايت ترتيب شرعى در ظهرين و عشائين ؛ و همچنين [ است ] در صورت احتمالِ فوت از يك شبانه روز ، و اگر يقيناً از سه روز ، فوت شده ، رعايت ترتيب شرعى در ظهرين و عشائين لازم نيست . و اگر در سفر ، فوت شده ، مىتواند اكتفا كند به چهار نماز : دو ركعت مردّد بين صبح و ظهر ، و دو ركعت مردّد بين ظهر و عصر ، و بعد از مغرب ، دو ركعت مردّد بين عصر و عشا . فوت سه نماز غير معين از سه روز و اگر سه نماز از سه روز متعدّد ، فوت شده ، مىتواند اين چهار نماز را ، بهر نحو خواست ، به جا آورد بدون رعايت ترتيب شرعى و خارجى ؛ بخلاف صورت احتمال با يقين به فوت از يك روز ، لكن بايد تحصيل يقين به تحقّق هر يك از پنج [ نماز ] ، سه مرتبه نمايد . و اگر نداند كه حاضر بوده يا مسافر ، مىتواند اكتفا به هفت نماز نمايد : دو ركعت مردّد بين صبح و ظهر و عصر ، و چهار ركعت ظهر و چهار ركعت عصر ، و دو ركعت مردّد بين ظهر و عصر و نماز مغرب ، و دو ركعت مردّد بين عصر و عشا ، و چهار ركعت عشا ، و ترتيب خارجى ، رعايتش لازم نيست . و ترتيب شرعى در ظهرين و عشائين ، در قصر و اتمام ، لازم است اگر بداند يا احتمال بدهد فوت در يك شبانه روز را بنا بر احوط در صورت دوّم ، و گر نه لازم نيست ، لكن بايد در اين فرض ، تحصيلِ يقين به تحقّقِ هر يك از پنج نماز ، سه مرتبه نمايد . علم اجمالى به فوت چهار نماز از يك شبانه روز اگر بداند كه چهار نماز ، از يك شبانه روز فوت شده و معيّن نباشد ، پنج نماز را به جا مىآورد با رعايت ترتيب شرعى در ظهرين و عشائين ؛ و اگر در سفر باشد ، قصرِ در ظهرين و عشا ، لازم است ؛ و اگر نداند كه در سفر بوده يا در حضر ، هر نماز را مكرّر مىنمايد تماماً و قصراً ، كه مجموعا هشت نماز مىشود به نحو مقدّم از ترتيب شرعى . علم به فوت پنج نماز و جهل به بعضى خصوصيات و همچنين اگر پنج نماز از يك روز فوت شده و نداند در سفر بوده يا نه ، هشت نماز را به نحو مذكور به جا مىآورد ؛ و اگر بداند از پنج روز بوده ، ترتيب شرعى ، لازم نيست ؛ و همچنين از چهار روز در فرض سابق ، مثل انتفاى ترتيب خارجى در هر دو فرض ، با محافظت بر تحقّق هر يك از پنج ، چهار مرتبه يا پنج مرتبه . اگر بداند پنج نماز به ترتيب ، فوت شده ، لكن اوّلِ پنج را نداند و مردّد باشد ، اكتفا به پنج نماز مىنمايد با رعايت ترتيب شرعى در ظهرين و عشائين بنا بر احوط ، چنانچه گذشت . عدم فوريّت وجوب قضا آيا وجوب قضاى فرائض ، فوريّت دارد حين تذكَّر يا نه ؟ اظهر عدم فوريّت است ، بلكه جائز است تأخير آن تا مظنّهء فوت قبل از برائت ذمّه . ترتيب بين قضاى صلوات و عدم آن و مشروط نيست صحّتِ حاضره ، به فعل فائته . و امّا فعل فائته ، بر فائته سابقه : پس اگر داخل در صورتِ لزومِ ترتيب باشد ، بايد سابقِ در فوت ، سابقِ در فعل باشد ، و همچنين در غير اين صورت در تقدير ترتّب شرعى بين دو فائت ، مثل ظهرين و عشائين ، بلكه احوط ، لزوم آن است در صورتى كه عصر مثلا متيقَّن الفوات است ، و ظهرِ همان روز ، مشكوك الفوات باشد ، و گر نه ، رعايت ترتيب در قضا لازم نيست . عدم ترتّب صحّت حاضره ، بر فائته و صحّت حاضره ، مشروط به فعل فائته نيست ؛ و همچنين ساير عبادات ، [ اتيانِ آنها ] جائز است به حسب تكليف و وضع ، قبل از قضاى فائته ؛ و فرقى بين فائتهء يوم متّحده و متعدّده و غير يوم ، نيست بنا بر اظهر ، اگر چه تقديم فائته مطلقا احوط است ، بلكه فوريّتِ قضا ايضاً [ احوط است ] به جهت انتفاى قول به وجوب تقديم حاضره ، يا فوريّت آن در سعهء وقت ، بدون عكس ، پس خروج از خلاف ، موقوف به فعل فائته است فوراً و قبل از حاضره و ساير عبادات . و عدول از لاحقه به سابقه ، در صورت لزوم ترتيب به يكى از دو نحو ، لازم است در صورت تذكَّر در اثناى نماز ، قبل از تجاوز محلِّ عدول ، به دخول در ركن ؛ و در غير اين دو صورت ، لازم نيست عدول از عصرِ روزى ، به ظهرِ روزِ گذشته با عدم علم به ترتيب در فوات . و اما استحباب تقديم فائته ، بر حاضره در غير صورت ضيقِ وقت حاضره ، پس ممكن است اختلاف آن به اختلاف عوارض و مرجّحاتِ تقديم يا تأخير ؛ و جواز عدولهاى متعدّد ، از لاحقه به سابقه ، دور نيست . و در عدول از نافله به فريضه اى كه در اثنا ، متذكَّر فوت آن شده ، تأمّل است ، و بر تقدير عدول ، نافله صحيح نمىشود و صحّت فريضه ، يقينى نيست ، و احوط ، استيناف فريضه ، يا اعاده آن است . مماثلت قضا با ادا و رعايت مىشود مماثلتِ قضا با ادا در قصر و اتمام و جهر و اخفات ، پس فوت شدهء حاضر ، تمام است در سفر ؛ و فوت شدهء مسافر ، قصر است در حضر . و جهريّه ، جهراً قضا مىشود اگر چه قضا در روز باشد ، و اخفاتيّه ، اخفاتاً قضا مىشود ، اگر چه قضا در شب باشد . و رعايت نمىشود خصوصيّات عذريّه مثل جلوس و اضطجاع در حال ادا ، و بلكه عبرت ، به تمكَّن است در حال قضا ؛ پس با تمكَّن از قيام مثلًا در حال قضا ، قياماً قضا مىكند فوت شدهء در حال عدم تمكن را ؛ و غير متمكَّن ، نشسته به جا مىآورد فوت شده در حال تمكَّن را با عدم رجاء زوال عذر ؛ و احوط تأخير است با رجاء زوال عذر در قضا . و جارى است حكم ظنّ و شك و سهو ، در قضا مثل ادا ؛ و استحباب قنوت و اذان و اقامه ، به نحوى كه اشاره شده است به آن . و كيفيّت نماز خوف در قضاى آن ، در حال امن ، رعايت نمىشود ، و در كميّت ، عبرت به فائت در آخر وقت است ، چنانچه گذشت . در اختلافِ در ابعاضِ وقت از حيث سفر و حضر : پس اگر خوف ، مستوعبِ وقت ، يا در آخر وقت بود و فوت شد ، قضاى آن ، قصر است ، و اگر آمن بود در مقدار يك ركعت در آخر وقت ، مكلَّف به تمام بوده و اگر فوت شد ، قضاى آن ، تمام است بنا بر اظهرِ منسوب به أكثر . قضاى نماز فوت شدهء در اماكن تخيير ( ب ) و در تخيير در قضاى فائتِ در اماكنِ تخيير ، نظر است ، [ و ] منشأ آن ، تعيّن قصر است در مقدار چهار ركعت از آخر وقت و ظهر قصرى در آخر زمان امكانش فوت شده به عصيان يا غير آن ؛ و امّا عصر ، پس تا مقدار يك ركعتش ادا است و مىتواند بقيّه را در خارج وقت سه ركعت با يك ركعت به جا آورد ، پس تخيير در ادا حاصل است ، پس اظهر تعيين قصر ، در قضاى ظهر و تخيير ، در قضاى عصر است . استيجار معذورين براى قضا و احوط ، عدم استيجارِ صاحبان اعذار است براى قضاى از غير ، ، و [ نيز احوط ] عدم اكتفا به فعل عذرى آنها است با طروّ عذر در قضاى از غير ؛ بلكه عدم اكتفا به تبرّعِ صاحبان عذر از غير ، موافق احتياط است در صورت امكان استيجار يا تبرّع مختار ، و همچنين قضاى ولىّ ميّت ، خصوصا با رجاء زوال عذر . قضا كننده ، به تكليف خودش عمل مىكند ، نه ميّت و در جهر و اخفات و ستر عورت و حدّ عورت با اختلاف قاضى ( قضا كننده ) و مكلَّفِ ميّت در ذكوريّت و انوثيّت ، اعتبار به حال قضا كننده است ، نه [ حالِ ] ميّت كه مكلَّف [ به آن ] بوده است . حكم قضاى نماز با رجاء زوال عذر و احوط براى صاحبانِ عذرِ مرجوّ الزوال ، تأخير نمازهاى قضاى خودشان است تا رفع عذر ، و مبادرت به قضا نكند مگر در صورت يأس از زوال عذر يا خوف فوت . قضاى ايّام نامعلوم اگر فوت شد [ نماز ] در ايّامى كه مقدار آنها معلوم نيست ، [ به صورتى كه در ] هر روزِ از آنها ، يك فريضهء معيّنه يا غير معيّنه [ فوت شده باشد ] ، براى هر روز ، يك فريضهء معيّنه را در صورت اوّل به جا مىآورد ؛ و اگر از يك صنف باشد ، مثل دو ظهر ، قصدِ اوّلْ فوت شده و دوّمْ فوت شده مىنمايد ، و اگر غير معيّن باشد ، براى هر يك روز ، سه نماز به ترتيب سابق ، براى احتياط به جا مىآورد ، و روز اول و دوّم فوت را نيّت مىنمايد . و امّا عدد روزهاى قضا : پس اگر توانست تحصيلِ علمِ به مساوات يا زيادتى قضا پيدا نمايد ، عمل به آن نمايد اگر مستلزم عسر نباشد ؛ اگر چه اكتفا به ظنّ اطمينانى چه بتواند از تحصيل علم مذكور يا نتواند خالى از وجه نيست . و اگر اطمينان حاصل نشود ، اكتفا به ظنّ ، محتمل است مطلقا ، خصوصاً در صورت عدم امكانِ تحصيل علم به واسطهء عسر و حرج ، يا غير آن ؛ لكن اگر عالم يا محتمِل است ، علم سابق به مقدار ايام را ، احتياط نمايد ، و گر نه چون تكليف به قضا ، جديد است ، اكتفا به متيقَّن در فوات نمايد ، و در زائد ، عمل به احتياط خوب است ، اگر چه ظاهراً لازم نيست . مرتدّ فطرى و ملَّى ، به استحلال ترك صلات « مرتدّ فطرى » در استحلال ترك صلات واجبهء يوميّه ، توبه اش قبول نمىشود ، و واجب است قتل أو . و [ آيا ] اعتبار در فطرى بودن ، به انعقاد نطفهء أو است در حال اسلام پدر يا مادر أو ، يا تولَّد أو است در آن حال ؟ در محلّ خود مذكور مىشود ان شاء الله ، و اين حكم ، در صورت ذكوريّت أو است . و امّا « زن » ، اگر مرتدّهء فطريه شد ، كشته نمىشود ، بلكه حبس مىشود ، و در اوقات نماز أو را مىزنند تا توبه كند يا بميرد ؛ و احوط در خنثاى مشكل ، معاملهء زن است با أو در اين حكم . و اگر مرتدّ ملَّى بود ، كشته نمىشود قبل از دفعهء سوّم يا چهارم به نحوى كه خواهد ذكر شد ، بلكه امرِ به توبه مىشود ؛ اگر توبه كرد ، كشته نمىشود ، و گر نه كشته مىشود اگر چه خالى از تأمّل نيست و همچنين عموم حكم در اين جا و در ترك بدون استحلال در زن . و محقّق مىشود توبه اش از استحلال در ظاهر به هر كاشف از اعتقاد [ به ] وجوب آن ، اگر چه هنوز به جا نياورده است . و اگر مرتدّ فطرى ، ادعاى شبههء محتمله نمود ، حدّ مذكور از أو دفع مىشود ، و اگر ترك نماز يوميّه ، از روى استحلال نباشد ، تا دفعهء سوّم ، تعزير مىشود ، و در دفعهء سوّم كه عود نمايد به ترك ، بلكه در مرتبه چهارم كه مسبوق به سه تعزير است يا حدّ در ساير كبائر كه مقرّر است حدودى براى آنها ، كشته مىشود بنا بر مشهور احوط با استتابه و تخلَّل حدّ يا تعزير در كبائر . و اظهر عدم فرق است بين مرد و زن در حكم ترك كبيره كه مذكور شد . .